Letter4u نامه ای برای تو

تحلیل زبانشناختی و گفتمانی نامه رهبری به جوانان

Letter4u نامه ای برای تو

تحلیل زبانشناختی و گفتمانی نامه رهبری به جوانان

Letter4u  نامه ای برای تو
پیوندهای روزانه

نگرش مردم آمریکا نسبت به اسلام(3)

      رسانه ها مقصرند      


     در کتاب "اسلام و مسلمانان در آمریکا*" آمده است:

 

  برخی از پژوهشگران معتقدند:

  گرچه حوادث خاور میانه در شکل‌گیری ذهنیت منفی علیه اسلام و مسلمانان بسیار موثر بوده، ولی سوءتعبیر و بدفهمی حوادث خاور میانه بیش از خود آن حوادث در ایجاد نگرش بدبینانه نسبت به اسلام تاثیرگذار بوده است. به گفته خانم حداد، در آمریکا و دیگر ممالک غربی، اسلام به عنوان تروریسم، بی‌منطقی، تنفر نسبت به مسیحیت و یهودیت و تلاش مسلمانان برای نابودی غرب یهودی و مسیحی معادل گرفته شده و این گونه به مردم تفهیم شده است. بنیادگرایی اسلام از اختراعات آمریکاست. اصلا چیزی به نام بنیادگرایی اسلامی وجود ندارد و حتی در زبان عربی چنین کلمه‌ای موجود نیست.

  برخی از متخصصان آمریکایی معتقدند که برای رفع شبهه نسبت به اسلام و مسلمانان لازم است که واقعیات مذهبی، سیاسی و اجتماعی خاور میانه بهتر درک شود. یکی از کسانی که دارای چنین طرز تفکری است، گروگان سابق آمریکا در تهران می‌باشد وی می‌گوید:

  "اسلام یک روش زندگی، یک فرهنگ، یک سیستم حقوقی و سیاسی است. از این رو، نمی‌شود از این واقعیت، کنار ماند."


   مسلمانان آمریکا جملگی بر این باورند که رسانه‌های جمعی این کشور به دلیل گزارشات یک جانبه و تحریف واقعیات، بیش از همه در ترویج روح بدبینی نسبت به اسلام مقصرند؛ زیرا رسانه‌ها با انگشت گذاشتن روی موضوعات احساس برانگیز و بزرگ جلوه دادن آنها در ایجاد هیجان ضداسلامی مردم آمریکا نقش تعیین کننده‌ای بازی می‌کنند. 

    

      *    خدا قلی پور، محمود و وزیری، فهیمه، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص328، 1379


نگرش مردم آمریکا نسبت به اسلام(2)

       عوامل موثر در شکل‌گیری تصور ذهنی مردم آمریکا نسبت به اسلام


در کتاب "اسلام و مسلمانان در آمریکا*" آمده است:

  به نظر تحلیلگران، علاوه بر دشمنی دیرینه تمدن غرب و کلیسا با اسلام، عواملی چون: جنگ اعراب و اسرائیل در پنجاه سال گذشته، بحران نفتی اوایل دهه 1970، انقلاب اسلامی ایران و جنگ خلیج فارس در شکل دادن تصور ذهنی مردم آمریکا نسبت به مسلمانان بسیار موثر بوده است. به زعم این دسته از ناظران، شاید هیچ واقعه‌ای بیش‌تر از انقلاب اسلامی و مخصوصا بحران گروگان‌گیری، که طی آن 52 دیپلمات و سرباز آمریکایی به مدت طولانی در ایران بازداشت شدند، در شکل دادن تصویر اسلام در ذهن مردم آمریکا به دست رسانه‌های ارتباط جمعی و مخالف اسلام، موثر نبوده است. به گفته خانم حداد، بازداشت طولانی مدت گروگان‌ها در ایران، به صورت سمبل بسیار نمایانی از ضعف و آسیب‌پذیری آمریکا در خاور میانه جلوه‌گر شد و باعث شد که مردم آمریکا تحت تاثیر تبلیغات منفی و ضد‌اسلامی، نسبت به اسلام، نظر دیگری پیدا کنند.


           * خدا قلی پور، محمود و وزیری، فهیمه، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص327، 1379

نگرش مردم آمریکا نسبت به اسلام(1)


در کتاب "اسلام و مسلمانان در آمریکا*" آمده است:

هر حادثه‌ای که در ممالک خاورمیانه اتفاق می‌افتد، رسانه‌های خبری با تبلیغات یک طرفه و تحریف آمیز، احساسات مردم آمریکا را علیه مسلمانان تحریک می‌کنند، تا جایی که حملات مکرر تلفنی به مسلمانان، تدریجا به مرحله حملات فیزیکی و منفجر کردن مساجد می‌انجامد. و اگر کسی در مقام دفاع از مسلمانان این کشور برآید به احتمال زیاد از حملات افراد متعصب در امان نخواهد بود. خانم ایوان حداد که خود یک مقام علمی و پژوهشگر برجسته در زمینه تاریخ اسلام در دانشگاه "امهرست ماساچوست" است و از لحاظ اعتقادی، مسیحی و همسر یک کشیش فرقه اپیسکپال است، به دلیل داشتن ریشه عربی و نوشتن درباره اسلام و مسلمانان بارها تلفن‌ها و نامه‌های تهدیدآمیز دریافت داشته است. برای نمونه، وی پس از یک برنامه تلویزیونی در شهر نیویورک که طی آن از اسلام به عنوان یک دینِ صلح دوست، سخن به میان آورد، چند نامه تهدیدآمیز دریافت کرد که روی یکی از کارت پستال‌هایی که برای او فرستاده بودند، نوشته شده بود "مرگ بر مسلمانان"، برگرد به همان جایی که از آن‌جا آمده‌ای".


       * خدا قلی پور، محمود و وزیری، فهیمه، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص327-326،  1379


آیا اسلام هراسی همان ایران هراسی است؟


  اسلام هراسی یا ایران هراسی؟

   القاء هراس از ایران از همان سال‌های ابتدایی وقوع انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی،   به عنوان یک پروژه گفتمانی به اشکال مختلفی در رسانه‌های غربی جلوه‌گر شده است؛ پدیده‌ای که  می‌توان آن را به مثابه پروژه‌ای عظیم در نظر گرفت که هدف آن، نه تنها ایران هراسی، بلکه تشدید  هراس از اسلام، مسلمانان و به ویژه شیعیان است. در واقع، انقلاب اسلامی، ایران را کانون توجهات  جهان اسلام قرار داده است.


   "ایران هراسی" و متعاقب آن "اسلام هراسی" به معنای ترس مفرط و غیرعقلانی از ایران اسلامی و دین و  احکام اسلامی، شریعت و مسلمانان است. پروژه "ایران هراسی" یا "اسلام هراسی" از طریق ابزارهای نوین    تبلیغاتی و عملیات روانی از رسانه‌های مکتوبی چون کتاب‌ها، مجلات و روزنامه‌ها گرفته تا رسانه‌های دیداری و  شنیداری( در قالب‌های متنوعی چون فیلم، سریال، اخبار، مستند) در سال‌های اخیر دامنه وسیعی پیدا کرده است.


    منبع: مقاله "ایران هراسی در آمریکا: بازنمایی شرق شناسانه از برنامه هسته ای ایران در مستند ایرانیوم" ، فصلنامه علمی-پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی



تفکر انتقادی و رسانه ها


  چه کسی راست میگوید؟  

 عصر کنونی، عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات است. انسان‌ها از پیروجوان، زن و مرد در معرض بمباران اطلاعات هستند. انسان امروزی همیشه و در هر مکانی با حجم بالایی از اطلاعات مواجه است. تلویزیون، این جعبه جادو، با شبکه‌های ماهواره‌ای و اینترنت با سایت‌های اطلاع رسانی و خبرگزاری‌ها و انواع شبکه‌های اجتماعی نظیر فیس‌بوک و غیره انسان را مدام در معرض اطلاعات درست و غلط قرار می‌دهند.

کدام خبر درست است؟ چه کسی راست می‌گوید؟ به کدام شبکه تلویزیونی و سایت اینترنتی می‌توان اعتماد کرد؟

چنین حجم بالایی از اطلاعات و پذیرش آن مستلزم پرورش قوه تمیز و تشخیص و داوری صحیح است که این امر به‌وسیله تفکر انتقادی محقق خواهد شد. تفکر انتقادی موجب خواهد شد تا زمینه شناخت دقیق و عمیق فراهم شود. در واقع مخاطب، با توجه به تفکر انتقادی می‌تواند به تفکر تاملی، منطقی و مستدل برسد که بر تصمیم‌گیری در خصوص باورها و انجام آن تمرکز دارد. شخص می‌تواند به قضاوتی هدفمند و خودمحور برسد که مستلزم مهارت‌های تفسیر، تحلیل، ارزشیابی و استنتاج است. به عبارت دیگر، مهارت تفکر انتقادی شامل، بررسی دقیق و پایدار هر باور و یا دانش فرضی مدلل است که به نتیجه منتج می‌شود. افراد با توجه به تفکر انتقادی می‌توانند به ارزیابی صحیح و ارزش‌گذاری دانش و باورها برسند.

خلاصه اینکه مخاطبانِ رسانه‌ها باید اخبار و مطالب را خوب و دقیق بررسی کنند و به قضاوت و داوری مناسب و درستی دست یابند. 

نامه رهبری تلنگری به مسلمانان جهان


  نامه رهبری: تلنگر و هشداری به خودم


  اگرچه مخاطب مستقیمِ نامه‌ی پرمحتوای رهبری، جوانان اروپایی و آمریکای شمالی هستند اما این نامه می‌تواند تلنگر و هشداری برای مسلمانان ایران و تمام مسلمین جهان باشد. منِ به ظاهر مسلمان به فکر افتادم که:

 چقدر دینم، پیامبرم، علما و بزرگان دینم را می‌شناسم؟

چه میزان با احکام و قوانین دینم آشنایی دارم؟

کجا درست عمل کرده‌ام و کجا نادرست؟

تاکنون با رفتار و اعمالم چند نفر را به دینم خوشبین کرده‌ام و چند نفر را بدبین؟

چقدر اعتقادات و ایمانم وابسته به برداشت‌های دیگران است؟

از قرآن، کتاب آسمانیم، چه شناختی دارم؟ چقدر در موردش مطالعه کرده‌ام؟

قرآن کجای زندگی من است؟ آیا قرآن فقط تزیینِ کتابخانه است؟

رسانه‌های داخلی و خارجی چقدر در اعتقادات و ایمانم موثرند؟

آیا رسانه‌ها در شناخت اسلام به من کمک کرده‌اند؟ آیا در ذهن من سوال و پرسش ایجاد کرده‌اند؟ و یا فقط کورکورانه و با چشمانی بسته هر چه رسانه‌ها در مورد دین و ایمان می‌گویند می‌شنوم و باور می‌کنم؟

چقدر در مورد دین و اعتقادات دینی و اسلامی پیش‌داوری و قضاوت عجولانه و بدون مطالعه داشته‌ام؟

 

این وبلاگ تلاشی مکتوب است برای پاسخ به این سوالات.


اسقف آمریکایی: اشتراک گذاری عقاید یکتاپرستی


  اسقف جان بریسون چین در آمریکا در گفتگویی بیان می‌کند:


  عشق به خدا و بشر هسته اصلی وحدانیت و یکتاپرستی است که همان طور که می‌دانیم در مسیحیت و اسلام، محورهای اصلی به شمار می‌روند. ما به عنوان رهبران مسلمان و مسیحی باید جوانان را تشویق کنیم تا بر ارزش‌های اخلاقی و اصول اخلاقی تمرکز کنند که این دو هسته اصلی آموزه‌های پیامبر اسلام و قرآن مقدس و آموزه‌های سایر پیامبران و مسیح را تشکیل می‌دهد. امروزه زندگی در جهان پست مدرن و سکولاریسم از چالش‌های مهم و مشترک ما یکتاپرستان شده است. در صورتی‌که رهبران جهان به طور جدی با جوانان جهان در مورد هدیه بزرگ ایمان که در قرآن و سایر کتب مقدس آمده، همکاری کنند، میزان خشونت در جهان کاهش خواهد یافت. جامعه جهانی برای آینده خود باید بر درک بهتر اسلام در غرب و نیز سراسر جهان تمرکز کند. اسلام دین صلح است... نه دین خشونت و افراط‌گرایی یا نفرت.

نامه رهبری و تقویت تفکر انتقادی


  تفکر انتقادی یا تفکر نقادانه، یکی از مهارتهای فکری سطح بالاست که به تعبیری فرایند تفکر و ارزیابی هشیارانه‌ی فرد از افکار خود است و منجر به این میشود که فرد چه تصمیمی بگیرد و چه کاری انجام دهد. مهارت تفکر انتقادی اینگونه تعریف شده است: تفکر انتقادی تفکری است که در جست  وجوی شواهد، دلایل و مدارک برای یک قضاوت و نتیجه‌گیری است و یا برای دستیابی به چنین  و نتیجه‌گیری خواستار دلیل، شواهد و مدارکی است. حتی می‌توان گفت: نقاد بودن، به اندازه تفکر  ارزشمند است.

     مراحل تفکر نقادانه یا انتقادی به شرح زیر است:

  •  موضوع را از جنبه‌های مختلف بررسی کنیم.
  •  بر روی موضوع تمرکز کنیم.
  • در مورد موضوعات مبهم و نامشخص پرسش کنیم.
  • چارچوب فکری‌مان را تغییر دهیم و با فکر باز به پدیده‌ها نگاه کنیم؛ چون اسارت در چارچوب‌های فکری ثابت گاهی بسیار خطرناک است.
  • به ارزیابی پدیده‌ها و اتفاقات بپردازیم و با طرح چراهای متعدد به نقد پدیده‌ها بپردازیم.
  • به دنبال دلایل، مدارک و شواهد تاییدکننده یا ردکننده پدیده‌ها، عقاید، احتمال‌ها و ... باشیم.
  • در تفکر انعطاف نشان دهیم. تمام جوانب را بررسی کنیم.

 بدیهی است که جوانان جهان باید نسبت به اطلاعاتی که از طریق رسانه‌ها و افراد دریافت می‌کنند نقادانه رفتار کنند. ارزیابی همه جانبه این اطلاعات بسیار حیاتی و ارزشمند است. سران غرب به کمک رسانه‌ها و گروه‌های تروریستی که خود را اسلامی معرفی می‌کنند، سعی دارند از اسلام چهره خشن و ظالمی به جوانان نشان دهند. اینجاست که تفکر نقادانه به کار این جوانان می‌آید.


  منبع: اینترنت


راهکارهای بهبود روابط غرب با جهان اسلام


    در یک نظر سنجی در مورد راهکارهای بهبود روابط غرب با جهان اسلام، پاسخ‌های مردم مراکش تا اندونزی به     شرح زیر است:

  • غرب احترام و ملاحظه بیشتری از خود نشان دهد.
  • جهان غرب جایگاه کشورهای عرب و مسلمان را ناچیز نشمرد و دست کم نگیرد.
  • غرب نسبت به اسلام به عنوان یک دین درک بیشتری از خود نشان دهد و اعتقادات اسلامی را تحقیر نکند.

   مردم کشورهای اسلامی معتقدند غرب اسلام را تحقیر می‌کند و نسبت به مسلمانان تنفر دارد. 


      منبع: کتاب «چه کسی از طرف اسلام سخن می‌گوید؟ یک میلیارد مسلمان واقعا چگونه فکر می‌کنند؟ جان ال. اسپوزیتو و دالیا مجاهد، ترجمه‌ی سهیلا ناصری (ص61)

   Who Speaks for Islam? : What A Billion Muslims Really Think?


نامه رهبری و تقویت روحیه پرسشگری


تقویت روحیه‌ پرسشگری

  نامه رهبری به جوانان، روحیه پرسشگری را در آنها روشن و تقویت می‌کند. آنها را تشویق به پرسش و سوال کردن می‌کند. عبارات:

  • ·         «پرسش و کاوش»
  • ·         «از روشنفکران خود بپرسید»
  • ·         آیا هرگز از خود پرسیده‌اید»
  • ·         «پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند»
  • ·         «تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها»

 

بارها در سراسر نامه به کار رفته و مخاطب را به پرسش و کنکاش در مورد اسلام و وضعیت فعلی زمینه‌های اسلام هراسی در جوامع اروپایی دعوت می‌کند.

اساسا خلقت بشر با سوال آغاز شد. آنجا که خداوند آدم را خلق کرد:

و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینی خواهم گماشت[فرشتگان] گفتند: آیا در آن کسی را می‌گماری که در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آن که ما با ستایش تو را تنزیه می‌کنیم و به تقدیست می‌پردازیم.

 

در بسیاری از آیات دیگر نیز، پرسش‌هایی آمده که طراح آن پرسش‌ها خداوند متعال است.

آیا دو چشمش نداده‌ایم؟ و ربانی و دو لب؟ و هر دو راه خیروشر را بدو نمودیم؟ (سوره مبارکه بلد)

قرآن، کتاب آسمانی ما مسلمانان، نیز انسان را به پرسش و تفکر وامی‌دارد. نزدیک به دوهزار آیه و به عبارتی حدود یک سوم قرآن پیرامون پرسش می‌چرخد. و آیات بسیاری نیز انسان را به تفکر دعوت می‌کند.


ذهن کنجکاو بشر نیاز به پرسش و سوال دارد. خداوند زمینه‌های پرسش را در انسان ایجاد کرده است: به او چشم و گوش و عقل و قوه تفکر و قوه نطق داده تا بتواند پرسش‌های خود را بیان کند. پرسش آغاز تفکر و آگاهی است. روحیه پرسشگری به انسان آزادی فکری و تفکر شخصی می‌دهد. در نهایت پرسش و تقویت روحیه پرسشگری در جوامع باعث رشد و تعالی می‌شود.