Letter4u نامه ای برای تو

تحلیل زبانشناختی و گفتمانی نامه رهبری به جوانان

Letter4u نامه ای برای تو

تحلیل زبانشناختی و گفتمانی نامه رهبری به جوانان

Letter4u  نامه ای برای تو
پیوندهای روزانه

۲۷ مطلب با موضوع «شناخت اسلام» ثبت شده است

دیدگاه بزرگان جهان در مورد اسلام: مایکل هارت


   بزرگان و حکیمان جهان مسیحیت در مورد اسلام و حضرت محمد(ص) نظرات قابل تاملی دارند که در چند پست بیان میشود.

دکتر حسین محی الدین الهی قمشه‌ای در صفحه 85 کتاب "365 روز در صحبت قرآن" آورده است:


    مایکل هارت نویسنده کتاب "یکصد تن از موثرترین بزرگان تاریخ"، چاپ نیویورک، 1978:

   

   این که محمد را در مقام اول این یکصد تن برگزیده‌ام ممکن است بعضی خوانندگان را شگفت‌زده کند و بعضی را به اعتراض وادارد. اما به حقیقت او تنها مردی است در تاریخ که به متعالی‌ترین توفیقات در جهان دست یافته است، هم از دیدگاه مادی و دنیوی و هم در سطح رسالت دینی و آئینی و شاید بتوان گفت تاثیر نسبی محمد در اسلام به تنهایی بیش از تاثیر توام مسیح و پولُس قدیس در مسیحیت بوده است.


اروپای عربی/اسلامی : Eurabia


در صفحه 133 کتاب "چه کسی از طرف اسلام سخن می‌گوید؟" آمده است:

اسلام هراسی در جهت حتی هشداردهنده‌تری پیش می‌رود، زیرا این گمان وجود دارد که اروپا در خطر اسلامی شدن و تبدیل شدن به سنگر جدید مسلمانان یعنی "اورابیا" Eurabia قرار دارد. این ترس و واهمه براساس این فرضیه قرار دارد که اسلام با ارزش‌های غربی خصومت دارد و با آنها ناسازگار است. فرض این است که رشد جمعیت‌های مسلمان در اروپا در نهایت به شکل‌گیری اکثریت مسلمان در آن قاره منجر می‌شود و طبیعتِ به لحاظ تاریخی مسیحی و در حال حاضر سکولارِ جامعه اروپا را تهدید خواهد کرد.


Eurabia : این واژه ترکیبی از "اروپا" و "عربی" است و منظور از آن اروپای عربی/اسلامی شده است.


ابداع واژه "اسلام هراسی"


در صفحه 131 کتاب "چه کسی از طرف اسلام سخن می‌گوید؟" آمده است:

  ما در جهانی زندگی می‌کنیم که دو دین بزرگ دنیا با ریشه‌های سامی تحت محاصره قرار گرفته اند. برای تبعیض و تعصب علیه چهارده میلیون یهودیِ جهان ما واژه‌ای قدرتمند به نام یهود ستیزی داریم. تا دوران اخیر، هیچ واژه قابل مقایسه‌ای برای تعصب، تبعیض و خشونت علیه 3/1 میلیارد مسلمان جهان وجود نداشت. واژه اسلام هراسی ابداع شد تا شکل دوگانه نژادپرستی را توصیف کند؛ نژادپرستی‌ای که هم ریشه در ظاهر متفاوت مسلمانان و هم ریشه در عدم تحمل عقاید دینی و فرهنگی آنها دارد.

   وقایع فاجعه آمیز یازدهم سپتامبر و ادامه حمله‌های تروریستی در کشورهای مسلمان و در مادرید و لندن، رشد اسلام هراسی را به سرعت افزایش داده است. اسلام و مسلمانان تا زمانی که بی‌گناهی‌شان ثابت شود مقصر شناخته می‌شوند. دین اسلام بیشتر علت تندروی، افراط گرایی، و تروریسم در نظر گرفته می‌شود تا زمینه‌ای برای بروز آنها.

  در سال‌های اخیر نیز، ظهور گروه‌های القاعده، طالبان و داعش و تمام جنایات و وحشی‌گری‌های آنها در گسترش پدیده اسلام هراسی بسیار موثر بوده است.


رحمت للعالمین


پیامبر اسلام، محمد مصطفی(ص) رحمت للعالمین هستند.



منظور از رحمت للعالمین


مفهوم رحمت للعالمین در سیره پیامبر اعظم(ص)  

عید مبعث حضرت محمد(ص)


    باید اسلام را به پیروان دیگر ادیان شناساند. باید به تمام جهانیان نشان داد که اسلام آن چیزی که در رسانه‌ها نمایش داده می‌شود نیست. به همین خاطر اقدام مسلمانان لندن در روز عید مبعث بسیار ارزشمند است. گروهی از مسلمانان لندن، به بهانه این عید بزرگ که نشانگر به نبوت رسیدن پیامبر اسلام است، 4000 هزار شاخه گل رز را به همراه پیام صلح و دوستی پیامبر مسلمانان به مردم تقدیم کردند تا نشان دهند اسلام دین صلح و دوستی است و پیامبر ما رحمت للعالمین است.

    باید به جهانیان نشان داد اسلام، آن اسلامی که به اصطلاح مسلمانان عربستان بدان معتقدند نیست. اسلام واقعی هیچگاه اجازه‌ی ظلم و ستم و کشتار مردم یمن را به مسلمانان عربستان نمی‌دهد. اسلامِ آل سعود، اسلام سیاسی است، اسلامی است که فقط منافع آنها را تامین می‌کند؛ اسلامی است از نوع آمریکایی.

جای بسی تاسف و افسوس است که در بازه‌ی زمانی عید مبعثِ حضرت خاتم الانبیاء، عربستان که مهد اسلام است و مشرف به وجود خانه خدا می‌باشد، این چنین بر دیگر مسلمانان می‌تازد و وحشیانه کشتار می‌کند.

تمام جهانیان می‌دانند که حضرت محمد مصطفی(ص) در عربستان مبعوث شده اند. و اکنون از طریق تلویزیون‌های خود شاهد وحشی‌گری همین متولیان خانه خدا هستند!


قرآن نژادپرستی را نفی می‌کند

     

      برای شناخت اسلام بهترین کار مراجعه به قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، است. بسیاری از تعبیرات قرآن، از جمله: "یا بنی آدم"، "یا ایها الانسان" و "یا ایها الناس"، خطاب به همه انسان‌هاست. این تعبیرات می‌رساند که انسانیت قدر مشترک همه ساکنان زمین بوده و افراد مناطق گوناگون، هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. بشر در طول تاریخ از حیث زبان، رنگ، نژاد، فکر، عقیده و ... متفاوت بوده است؛ ولی از منظر اسلام، همه، فرزندان یک پدرومادر بوده و این تفاوت‌ها بر انسانیت انسان خدشه‌ای وارد نمی‌سازد. قرآن هر گونه افکار نژادپرستانه را محکوم نموده است: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و اُنثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقاکم ان الله علیم خبیر"(حجرات:13).

    ای مردم، ما شما را از نری و ماده‌ای بیافریدیم. و شما را جماعت‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هر آینه، گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست. خدا دانا و کاردان است.


    از دیدگاه قرآن، تفاوت در رنگ، زبان، نژاد و ملیت ملاک برتری انسان‌ها بر یکدیگر نبوده و وجود این‌گونه اختلافات از نشانه‌های الهی و وسیله‌ای برای شناخت افراد از یکدیگر است؛ چه بسا اگر همه انسان‌ها یک شکل، یک رنگ، و دارای اندام و صورت‌های مشابه بودند، زندگی آنان با مشکل مواجه می‌شد.


  منبع: امینی، محمدامین(1390) اصل همزیستی مسالمت آمیز با غیرمسلمانان در اسلام، معرفت، سال بیستم، شماره 165، شهریور


اسلام: مانع صلح و سازش میان ملل؟؟؟

 

      تعدادی از اسلام‌شناسان غربی معتقدند اسلام مانع صلح و سازش میان ملل است و اساس اسلام بر خشونت و جنگ بنا شده است. این اسلام شناسان عمدتا به منابع اصیل دسترسی نداشته و اطلاعات خود را از منابع دست دوم و غیرمعتبر کسب می‌کنند. مثلا برخی از فقها تحت تاثیر مکان و زمان و خشونت‌هایی که حکام غیرمسلمان و یا کارگزاران غیرمسلمانِ خلفای اسلامی، بخصوص در دوره عباسیان، در حق مسلمانان روا داشته‌اند، احکامی صادر نموده‌اند که با کلیات دین همخوانی نداشته و متاسفانه این موارد در کتب فقه ثبت شده و گروهی نیز به تبع از سلف مذهب خود، آن را به مانند حکم شرعی قلمداد نموده‌اند. این‌گونه موارد باعث گردیده که تعدادی از اسلام شناسان، اسلام را مانع صلح و سازش میان ملل معرفی کنند.


منبع: امینی، محمدامین(1390) اصل همزیستی مسالمت آمیز با غیرمسلمانان در اسلام، معرفت، سال بیستم، شماره 165، شهریور


بازی‌های رسانه‌ای


      آنچه امروزه از بنیادگرایی در ذهن بیشتر جهانیان تداعی می‌شود خشونت است؛ چرا که این رسانه‌ها هستند که بنیادگرایی را به مثابه خشونت معرفی می‌کنند. دقیق‌ترین تعریف بنیادگرایی این است: بنیادگرایی را گروه‌هایی دینی می‌دانند که در واکنش به بحرانی ظاهر می‌شوند، بحرانی که به تصور آنان هویت گروهی‌شان را تهدید می‌کند. اما اساسا نمی توان خشونت و خشونت‌گرایی را به عنوان یک عنصر لاینفک در تعریف و شناسایی جنبش‌های بنیادگرا در نظر گرفت. این تصور که هر جنبش بنیادگرا، زمانی بنیادگرا خوانده می‌شود که به رفتارهای خشونت‌آمیز در برابر دنیای بیرونی متوسل شود بیشتر به وسیله رسانه‌ها به ویژه بعد از حادثه یازده سپتامبر به افکار عمومی القا شده است. در صورتی که بسیاری جنبش‌های بنیادگرا وجود دارد که به هیچ وجه با استفاده از خشونت موافق نیستند. البته خشونت به عنوان یکی از استراتژی‌های جنبش‌های بنیادگرا در مواجهه با جهان بیرونی است.

   بازی‌های رسانه‌ای در به وجود آمدن تصویر افراطی خشونت‌آمیز از بنیادگرایی نقش موثری داشتند. یکی از دلایل به وجود آمدن چنین تصویری از بنیادگرایی و اسلام دو واقعه تاریخی است که به عنوان نقطه‌های عطف در فهم و تعریف بنیادگرایی می‌توان به آن توجه کرد. یک انقلاب اسلامی است و دیگری واقعه یازده سپتامبر. بعد از انقلاب اسلامی در ایران و آغاز حرکت‌های دینی در کشورهای مسلمان در دهه 80 میلادی، هم رسانه‌ها و هم نظریه‌پردازان علوم اجتماعی که قدرت یافتن دین در عرصه عمومی را پیش‌بینی نمی‌کردند به این اسلام هراسی دامن زدند و در تحلیل‌ها و تعاریف خود، اسلام‌گرایی را با بنیادگرایی یکی می‌گرفتند و اصطلاحاتی مانند اسلام سیاسی یا حکومت دینی و ... برای تعریف اسلام به عنوان یک دین بنیادگرا مطرح کردند. بعد از واقعه یازده سپتامبر به دلیل رسالت جهانی که القاعده برای خود تعریف کرده بود و به دلیل تفسیر خاصی که از مفهوم جهاد ارائه دادند، اسلام هراسی تشدید شد و مفاهیمی مانند جنگ یا جهاد مقدس که بازمفهومی مسیحی است به اسلام نسبت داده شد. با این تفاوت که بعد یازده سپتامبر تصویری که از مسلمانان ارائه می‌شد افرادی بود که هر آینه آماده انجام عملیات انتحاری است. یعنی رسانه‌ها عملا در این دو دوره زمانی علاوه بر خدشه‌ای که در فهم بنیادگرایی وارد کردند، دو ویژگی خاص را برای تعریف بنیادگرایی ابداع کردند. در ابتدای دهه 80 حکومت دینی و در اول قرن بیست و یکم، مفهوم جهاد. 


          منبع: رسانه؛ عنصر جدایی ناپذیر بنیادگرایی، گفت و گو با احسان حمیدی زاده، مدیریت ارتباطات

بنیادگرایی اسلامی و مدرنیته


       از نظر بیشتر اروپاییان، مسلمانان روحیه خشنی دارند و در نتیجه نگرش‌شان نسبت به جهان اسلام عموما مثبت نیست. چرا که آنچه از مسلمانان و جهان اسلام به نمایش درمی‌آید تصاویری خشونت‌آمیز است. بسیاری از صاحب‌نظران این خشونت را واکنشی نسبت به اعمال و رفتار غربیان نسبت به جهان اسلام می‌دانند. مثلا سید حسین نصر، ریشه به وجود آمدن بنیادگرایی اسلامی را در خود جریان مدرنیته دانسته و معتقد است که خود این جریان خشونت را بر مسلمانان تحمیل کرده است. 

    وی در تاکید مدعای خود به روابط میان مسلمانان با اقلیت‌های دینی در کشورهایی مثل مصر، ایران، ترکیه، هندوستان، نپال، مالزی، اندونزی و بنگلادش اشاره می‌کند که در آنها مسلمانان همواره زندگی مسالمت‌آمیزی با بوداییان، مسیحیان و هندوها داشته اند و این روابط صلح‌آمیز هیچ گاه به خشونت کشیده نشده است، مگر زمانی که غربیان در این رابطه دخالت کرده و روابط مسالمت‌آمیز آنها را به خاطر منافع خود از بین برده است. به نظر وی «آنگاه که موضوعات حساس سیاسی چون تجزیه فلسطین یا هندوستان روابط عادی میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان را متشنج ساخته، این همزیستی به خشونت گراییده است». نصر معتقد است که خشونت موجود از فعالیت مسیونرهای مسیحی سرچشمه گرفته است که همزمان با استعمار و برای خدمت به استعمار، به کشورهای اسلامی سرازیر شدند: «مساله فعالیت‌های مسیونری مسیحی (کلیساهای غربی نه کلیسای ارتدکس)، موضوع پیچیده‌ای است. فعالیت مسیونری در جهان اسلام، از آغاز دوره تجدد همزاد استعمار بود و بسیاری مسیونرهای غربی در کنار مسیحیت، فرهنگ سکولار غرب را نیز تبلیغ می‌کرده‌اند.


        منبع: بررسی تاثیر مدرنیسم در به وجود آمدن بنیادگرایی اسلامی (مطالعه موردی نووهابیسم) دوفصلنامه‌ی مطالعات سیاسی جهان اسلام(علمی-پژوهشی)، سال دوم، شماره(6،5)، بهار و تابستان 1392 



       بسیاری از فرقه‌های افراطیِ اسلام‌گرای فعلی حاصل ترکیب فرقه وهابیت با اندیشه‌های متفکران رادیکال، از جمله سید قطب مصری شد. در میانه دهه 1950 رژیم جمال عبدالناصر بسیاری از اعضای اخوان المسلمین را از کشور اخراج کرد. رژیم عربستان سعودی نیز که در آن زمان با استفاده از درآمدهای هنگفت نفتی به ثبات رسیده بود، پذیرای این تبعیدیان شد. این اشخاص نقش بسیار مهمی در دانشگاه جدیدالتاسیس مدینه ایفا کردند و دانشجویانی از سراسر دنیای اسلام را تحت آموزش قرار دادند. در نتیجه گسترش اسلام‌گرایی در دهه 1970، اتحادی بین علمای وهابی و اسلام‌گرایان مصری به وجود آمد که ژیل کوپل آن را «Petro-Islam» یا «نفت- اسلام» می‌نامد. پیامد چنین اتحادی، تفسیرهایی خشک از شریعت در ابعاد سیاسی، اخلاقی و فرهنگی بود. آنها معتقد بودند که ابتدا باید دولتی بر پایه شریعت اسلام ایجاد کرد و بعد از آن دست به جهاد جهانی زد.

     ترکیب اندیشه‌های سید قطب با مذهب وهابیت و تفسیری افراطی از مفهوم جهاد در اسلام، مذهب جدیدی به وجود آورده است که از آن به نووهابیسم تعبیر می‌شود و نمونه بارز آن سازمان القاعده می‌باشد. 


            منبع: بررسی تاثیر مدرنیسم در به وجود آمدن بنیادگرایی اسلامی (مطالعه موردی نووهابیسم) دوفصلنامه‌ی مطالعات سیاسی جهان اسلام(علمی-پژوهشی)، سال دوم، شماره(6،5)، بهار و تابستان 1392